انتخابات آمریکا؛ ترمز جنگ یا فرصت حمله؟

این تصور که ترامپ برای حفظ موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶، ناگزیر است از تشدید دوباره جنگ با ایران خودداری کند، بر یک فرض قابل مناقشه استوار است

به گزارش سراج24؛ علی حسن حیدری؛ تحلیلگر مسائل بین الملل، نوشت: این تصور که ترامپ برای حفظ موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶، ناگزیر است از تشدید دوباره جنگ با ایران خودداری کند، بر یک فرض قابل مناقشه استوار است: اینکه پرهیز از اقدام نظامی تا روز انتخابات، الزاماً برای او و حزب جمهوری‌خواه سودمندتر از تشدید فشار نظامی خواهد بود. در حالی که ملاحظات انتخاباتی قطعاً بر محاسبات کاخ سفید اثر می‌گذارند، نمی‌توان از این واقعیت نتیجه گرفت که این ملاحظات به‌تنهایی مانع تصمیم نظامی خواهند شد. برای ارزیابی احتمال تشدید تنش، باید هم‌زمان سه متغیر را در نظر گرفت: وضعیت افکار عمومی آمریکا، محدودیت‌های زمانی رقابت انتخاباتی و محاسبات راهبردی واشنگتن در قبال ایران.


نخستین متغیر، وضعیت افکار عمومی و دشواری تبدیل تحولات جنگ به دستاورد انتخاباتی است. نظرسنجی‌های ماه‌های اخیر نشان می‌دهند که جنگ ایران و پیامدهای اقتصادی آن به یکی از نقاط آسیب‌پذیر دولت ترامپ تبدیل شده است. نظرسنجی دانشگاه ماساچوست در اواخر اوت ۲۰۲۶ نشان داد بیش از دوسوم پاسخ‌دهندگان از نحوه مدیریت جنگ توسط ترامپ ناراضی‌اند. همچنین، افزایش قیمت بنزین و هزینه‌های زندگی، فشار سیاسی بر دولت را تشدید کرده است. گزارش رویترز در ۹ اکتبر نیز حاکی است که ۷۸ درصد پاسخ‌دهندگان در نظرسنجی رویترز/ایپسوس، سیاست‌های ترامپ را در افزایش هزینه‌های زندگی مؤثر می‌دانند. این داده‌ها نشان می‌دهند که ادامه جنگ، دست‌کم از منظر افکار عمومی و اقتصاد خانوار، برای جمهوری‌خواهان هزینه‌ساز است.


با این حال، از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که ترامپ حتماً از اقدام نظامی جدید خودداری خواهد کرد. سیاست‌مداران همیشه بر اساس یک محاسبه ساده از محبوبیت یا عدم محبوبیت یک تصمیم عمل نمی‌کنند. ممکن است دولت به این نتیجه برسد که ادامه وضع موجود، بدون دستیابی به نتیجه‌ای قابل عرضه، زیان‌بارتر از یک اقدام محدود و پرریسک است. در چنین برداشتی، اقدام نظامی می‌تواند با هدف تغییر فضای سیاسی، نمایش ابتکار عمل یا وادارکردن طرف مقابل به امتیازدهی دنبال شود. البته این یک فرض تحلیلی است، نه دلیلی قطعی بر وجود چنین تصمیمی در کاخ سفید.


دومین متغیر، محدودیت فرصت انتخاباتی است. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر برگزار می‌شود و رأی‌گیری زودهنگام در ایالت‌های مختلف، پیش از روز انتخابات جریان دارد. بنابراین، رقابت انتخاباتی صرفاً به چند روز پایانی محدود نیست. بخشی از رأی‌دهندگان تصمیم خود را زودتر گرفته‌اند و تغییر نظر آنان در روزهای پایانی دشوارتر است. با این حال، نباید این موضوع را به معنای پایان اثرگذاری تحولات سیاسی دانست. مشارکت رأی‌دهندگان، بسیج پایگاه حزبی، تغییر نگرش رأی‌دهندگان مردد و تحولات حوزه‌های رقابتی همچنان می‌توانند نتیجه انتخابات را تحت تأثیر قرار دهند. بررسی مرکز پژوهشی پیو از انتخابات ۲۰۲۲ نیز نشان می‌دهد که تفاوت در میزان مشارکت گروه‌های مختلف، نقشی مهم در نتیجه رقابت‌های انتخاباتی داشته است.


از این منظر، هرچه به روز انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، فرصت دولت برای تبدیل یک تحول نظامی به دستاورد انتخاباتی پایدار محدودتر می‌شود؛ اما این محدودیت به‌خودی‌خوداحتمال اقدام نظامی را منتفی نمی‌کند. یک عملیات ممکن است از نگاه تصمیم‌گیرندگان برای تغییر محاسبات طرف مقابل طراحی شده باشد، نه صرفاً برای جلب رأی. افزون بر این، اثر واقعی یک اقدام نظامی بر قیمت انرژی، امنیت منطقه و افکار عمومی آمریکا قابل پیش‌بینی دقیق نیست. تشدید درگیری ممکن است به‌جای ایجاد تصویر قدرت، نگرانی درباره طولانی‌شدن جنگ و افزایش هزینه‌های اقتصادی را تقویت کند.


سومین و مهم‌ترین متغیر، فاصله میان محاسبات انتخاباتی و اهداف راهبردی دولت آمریکاست. اگر کاخ سفید تصور کند که ادامه وضعیت موجود، قدرت چانه‌زنی واشنگتن را کاهش می‌دهد یا اهداف اعلام‌شده آن را دست‌نیافتنی‌تر می‌کند، ممکن است ملاحظات انتخاباتی را در برابر ضرورت ادراک‌شده اقدام قراردهد. در مقابل، اگر ارزیابی دولت این باشد که حمله تازه خطر گسترش جنگ، افزایش قیمت انرژی و تضعیف موقعیت جمهوری‌خواهان را بیشتر می‌کند، حفظ وضعیت موجود یا ادامه فشارهای غیرنظامی می‌تواند گزینه کم‌هزینه‌تری باشد. در نتیجه، زمان‌بندی احتمالی هر اقدام را نمی‌توان صرفاً از تقویم انتخابات استخراج کرد؛ این زمان‌بندی به ارزیابی واشنگتن از هزینه‌ها، منافع و پیامدهای قابل کنترل یا غیرقابل کنترل تشدید تنش نیز وابسته است.


در این میان، یک تحول مهم نیز باید در نظر گرفته شود. ترامپ در هشتم اکتبر اعلام کرد که آمریکا پیش از انتخابات به ایران حمله نخواهد کرد و به گفت‌وگوهای جاری اشاره داشت. با این حال، گزارش منتشرشده در نشریه آتلانتیک در همان مقطع حاکی بود که گزینه‌های حمله احتمالی پیش از انتخابات در دولت آمریکا بررسی شده‌اند. این دو گزارش الزاماً یکدیگر را نقض نمی‌کنند: بررسی گزینه نظامی به معنای اتخاذ تصمیم نهایی برای اجرای آن نیست و اظهارنظر رئیس‌جمهور نیز به‌تنهایی تضمینی دائمی برای ادامه همین سیاست محسوب نمی‌شود.

با این همه، بر اساس اطلاعات منتشرشده، نمی‌توان ادعا کرد که حمله پیش از انتخابات تصمیم قطعی دولت است؛ همان‌طور که نمی‌توان وجود بررسی‌های نظامی را کاملاً بی‌اهمیت دانست.نتیجه آنکه احتمال تشدید دوباره جنگ را باید جدی گرفت، اما نه به این معنا که وقوع آن قطعی است یا انتخابات دیگر هیچ محدودیتی برای ترامپ ایجاد نمی‌کند. نکته اصلی این است که انتخابات به‌تنهایی تضمین‌کننده خویشتن‌داری نظامی نیست. فشار افکار عمومی و هزینه‌های اقتصادی می‌توانند دولت آمریکا را به سمت کاهش تنش سوق دهند؛ در مقابل، محاسبات راهبردی، ارزیابی از روند مذاکرات و تلاش برای تغییر وضعیت موجود ممکن است، تصمیم‌گیرندگان را به بررسی گزینه‌های پرخطرتر سوق دهد.


بنابراین برای تحلیل دقیق‌تر، باید میان سه سطح تمایز گذاشت: آمادگی نظامی، بررسی گزینه‌های عملیاتی و تصمیم سیاسی برای آغاز حمله. تنها دو سطح نخست، حتی اگر شواهدی از آن‌ها وجود داشته باشد، برای اثبات قریب‌الوقوع‌بودن جنگ کافی نیستند. بنابراین، معیار اصلی ارزیابی نه صرفاً نزدیک‌شدن روز انتخابات، بلکه مجموعه شواهد معتبر درباره تصمیم‌گیری دولت آمریکا، وضعیت مذاکرات، تحولات میدانی و تغییرات قابل مشاهده در سیاست رسمی واشنگتن است.

اخبار مرتبط

سقوط جمهوری خواهان

آمریکا در باتلاق سوخت؛ ترامپ در ساعت «صفر»